روشنی کو؟ نور کجاست؟
ته چشمان تو نوری هست انگار
در ته تاریکی
فرشته ای با چراغی کوچک راهنمایم شده است
من ته چشمان تورا می خواهم
تا دوباره آغاز شوم
چشم تو دروازه ی دل دیوانه ی توست
اول راه کجاست؟
دل من بی تاب است
این چشم که داری می ناب است
من مست و غزل خوان شده ام
ای شراب ۱۰۰ ساله
هزاران سال است در پی تو میگردم
تا دل از میکده عشق تو جامی گیرد
به چشمان تو من محتاجم
مثل انگور به زمان
.....
جای من آنجاست
در آن نزدیکیها
دوقدم آنطرف تر از دوری ها
قدمی مانده به خوبی ها
ای همه خوبی..من به تو نزدیکم
نفسهایت می گویند.. می خوانند
......
من امشب به میهمانی رویا آمده ام
من امشب تا انتهای خدا آمده ام
نور به نور
راه به راه
جام به دست
......
پرپر کن جامم را
هم اکنون با یک نگاه
که راه دراز است
آه خستگیها مرا می پایند
ناامیدیها همه دندان به هم می سایند
......
و خورشید آرام
سرک میکشد از پنجره ام
من از صبح بیزارم
چون که با آمدنش تورا می قاپد
ای همه رویای من
.....
باز روز شد
مستی ام کو؟
آه خدایا تو بگو با من
هستی ام کو؟ هستی ام کو؟
( محمد مهدی دهقانی )
منم ... دل رفته از چنگم ،
منم ... يک دل که از سنگم ،
منم ... آواز طولاني ،
منم ... شبهاي باراني ،
منم ... انسانيم فاني ،
خداوندا تو ميداني !
منم ... برگم ، ولي زردم ،
منم ... هستم ، ولي سردم ،
منم ... مُرده م ، منم مُرده م ،
منم ... يک بغض پر باران ،
منم ... غمهاي بي سامان ،
منم ... هستم دراين زندان ،
منم ... زخمهاي بي درمان ،
منم ... دارم تب و تابي ،
ز تنهائي ... ز بيتابي
مرا بايد که دريابي ،
خداوندا تو ميداني !
منم ... يک آسمان دردم ،
منم ... دريا شود قبرم ،
منم ... دنيا شود جبرم ،
منم ... پايان شده صبرم ،
منم ... يک ذره ی گردم ،
منم ... خواهم کسي همدم ،
منم ... برخود ستم کردم ،
دلم خون ميشود هردم ،
منم ... از عشق گويانم ،
منم ... دردست درمانم ،
منم ... آمد به لب جانم ،
خداوندا ! بميرانم !
خداوندا ! بميرانم !
خداوندا ! بميرانم !
خداوندا ! بميرانم !
خداوندا ! بميرانم !
خسته ام از آرزو ها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
حظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزو ها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری
قیصر امین پور
حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني
به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي
رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي
وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه
فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه
قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني
خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني
حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم
امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم
حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو
حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني
حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني
حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات
به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات
وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري
حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره
حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر
امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر
حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني
بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني
حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي
رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي
حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن
حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن
کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت
وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري
ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري
حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه
به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه
حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني
غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني
حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ
عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ
حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني
حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن
پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن
وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي
نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي
هیچکسی حرمت اشک عاشقو نگه نمیداره

سوختم و آب شدم به پات
امروز و فردا نداره
خوشت میاد ببینی ، نه ؟
كشتن تماشا نداره
قهر می كنی ، ناز می كنی
ناز می كشم ، آشتی كنی
قصه كه نیس ، حقیقته
دروغ و دعوا نداره
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
دوره زمونه دوره ی حرفای عاشقانه نیست
صحبت پول و شهرته ، صحبتی از ترانه نیست
یه روز منو خواسته بودی ، یه روز خیلی خوب دور
امروز چه راحت نمی خوای ، من بد شدم بهانه نیست
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
اگه بفهمن عاشقی ، همه بهت بد می كنن
نسبت دیوونه می دن دست تو رو رد می كنن
اگه بخوای بجنگی با دستای شوم سرنوشت
با هر چی آدمك دارن ، راه تو رو سد می كنن
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
بفهمه عاشقش شدی هی با تو بازی می كنه
دیوونه ، آزار اونم با تو رو راضی می كنه ؟
رفتی كجا در می زنی ،اون خود یه رات نمی ده
غریبه جای اون باشه مهمون نوازی می كنه
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
كافیه چیزی بدونه ، كار تو دیگه مردنه
دیگه وظیفت اسمشو ، با صدتا جون آوردنه
یه بازی یك طرفس ، كه آخرش مشخصه
همیشه بازنده تویی ، سهم اونم كه بردنه
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
اگه بگی دوسش داری ، اون تو رو یادش نمی یاد
فرقی نداره كه چه قدر چه كم بدونه ، چه زیاد
باید هنرپیشه باشی تا نقشو خوب بازی كنی
یعنی كه وانمود كنی یه جور ازش بدت بیاد
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
عاشق دیگه تو عصر ما هیچ جایی حرمت نداره
انگار كسی نمره ی خوب واسه شجاعت نداره
شاید یه جوری شده كه هیچ آدمی تو عصر ما
برای انتخاب شدن ، اصلا لیاقت نداره
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
رنگ گل دسته گلا ، فقط رز زرده همین
عاشق هر كس كه بشی عاقبتش درده همین
هر كی یه گمشده داره ، تمام دلخوشیش اینه
اگر یه روز معجزه شه ، اگر كه برگرده همین
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
زمونمون عوض شده ، دوره نفرینه و جنگ
زیاد شدیم ، زیاد شده آدم بدرنگ و دو رنگ
قلب كوچیك عاشقو با یه اشاره می شكنه
اون كسی كه دوسش داره ، با تیر كمون با چوب و سنگ
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
تا بدونه عاشقشی می ره و پیدا نمی شه
می گی می خوام ببینمت می گه نه حالا نمی شه
با هدیه ی تولدش می خوای یه جوری ببینیش
می خوای یه جوری بفرست ببخشید اما نمی شه
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
اگر كه حدسم بزنه نمی دونی چیكار كنی
عاشقی خب ، مگه می شه از عاشقی فرار كنی ؟
فكر می كنی اون بدونه خیلی كارت راحت تره
حتی تو رویاهات می خوای كه اونو بی قرار كنی
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
هر جوری كه بود چه خوب چه بد ، آروم شدی
یه كم گذشت و دیدی كه مردی دیگه ، حروم شدی
یه روزی چش وا می كنی كه خودتم نمی شناسی
فقط تو اینه می بینی آخرشه ، تموم شدی
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
تو عاشق كسی می شی كه عاشق غریبه هاس
گریه و زاری می كنی می گی امیدت به خداس
درسته اما اون كه تو شبا براش زار می زنی
راهش و كارش و دلش ، حسابی از شما جداس
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
خوش به حال معشوقایی كه بویی از قدیم دارن
تو اعتقادشون شگون ، برای یا كریم دارن
معشوقای زمون ما چون عاشقو بسوزونن
واسه دل اون طفلكی یه عالمه گریم دارن
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
ضرب المثل كاش راس بود و دلا به هم یه راهی داشت
اون كه واسه تو ماه شده ، ای كاش كه روی ماهی داشت
كاش عاشق بیچاره ای كه بی دلیل اسیر می شه
یه روز یه كاری كرده بود ، یه جرمی یه گناهی داشت
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
كاش واسه بیراهه ی دل ، یه جا یه راه چاره بود
كاش كه علاجش عین قبل ، دعا و استخاره بود
كاش واسه هر عاشقی كه شبا پی ستارشه
تو دنیا محض دلخوشی ، یك شب پر ستاره بود
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره
ای عاشقای بی گناه ، ما همه زرد و بی كسیم
تنهاییم عین آسمون ، آواره ایم عین نسیم
همه باید یاد بگیریم كه مثل مجنون بزرگ
عاشق هر كسی بشیم ، آخر بهش نمی رسیم
ضرب المثل دروغ می گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می كنن
تو هیچ دلی جا نداره

يادش بخير قديما هوش و حواست بودم
حالا ازم رنجيدي رفتي از من بريدي
ديگه تو قهري با من جوابمو نميدي
بگو مگه دوسم نداشتي چرا رفتي تنهام گذذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم عزيزم اشتي اشتي
بگو مگه دوسم نداشتي چرا رفتي تنهام گذذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم عزيزم اشتي اشتي
تو كه قدم بزاري ميام به پيشواز تو
ميشم مثل گذشته دلبرتناز تو
حيفه من و تو از هم برنجيم و جدا شيم
مثل يه عكس كهنه رنگ گذشته ها شيم
بگو مگه دوسم نداشتي چرا رفتي تنهام گذذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم عزيزم اشتي اشتي
بگو مگه دوسم نداشتي چرا رفتي تنهام گذذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم عزيزم اشتي اشتي
دو روز دنيا عزيزم ارزش نداره
فاصله بين من و تو سردي مياره
خونه رو گلخونه ميكنم برات
تا كه باز عشق و ببينم تو چشات
از راه بيا امشب بيا به ديدارم
در انتظار تو هميشه بيدارم
هنوز تويي دار و ندارم
بگو مگه دوسم نداشتي چرا رفتي تنهام گذذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم عزيزم اشتي اشتي
بگو مگه دوسم نداشتي چرا رفتي تنهام گذذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم عزيزم اشتي اشتي


سلام .
دلم گرفته بود.
گفتم یکم بحرفم.
دلم خیلی گرفته خداییش.
چی کار کنم خوب بشم؟؟
مخم دیگه ارور داده.
سرم داره میترکه!
خدایا چرا اینجوری میشم؟
خدایا خودت کمک کن دیگه.
خدایا خودت کمک کن.
خدایا خودت کمک کن.
خدایا خودت کمک کن.
خدایا خودت کمک کم.
خدایا من بنده ی بندی نیستم.
کمکم کن.
سخت میگذره به خدایی خودت قسم.
![]()
![]()
![]()
![]()
گریه هم کردم اما بازم جوابی نداد.


|
بنویسم ...
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لخظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی |
|
|
مثال برگ؛ مثال باد؛ داره ميره زندگيمون...
نه قصه بود نه سرگذشت؛ بازم يه سال عمرم گذشت...
چه ديدم از روزای قبل که سر رسيد روزای بعد...؟
قسمته که بازم باشيم؛ بهتره که با هم باشيم...
با هم باشيم بی غم باشيم؛ نه کوچيک و نه کم باشيم...
ماهها ميان ؛سالها ميرن؛غمگين و خوشحالا ميرن
اما توی ذهن زمون با يه اثر يا يه نشون

